اسكندر بيگ تركمان

962

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

بنا بر مقدماتى كه بتحرير پيوست سفر خراسان در ضمير الهام پذير تصميم يافته حكم قضا جريان بصدور پيوست كه طوايف رفيعهء قزلباش و ملازمان ركاب اشرف از اطراف و جوانب در حركت آمده بجانب خراسان نهضت نمايند . در خلال اينحال ذات مقدس حضرت اعلى شاهى ظل اللهى از جادهء اعتدال منحرف گشته چند روزى سقيم المزاج بودند اطباى مسيحادم بقانون حكماء بمعالجه و مداوا پرداخته ارباب اخلاص نذور و صدقات بارباب استحقاق و احتياج رسانيده از بركات دعا گويان صادق العقيده كه هر صبح و شام بدان مواظبت نموده صحت ذات عديم المثال را از درگاه ايزد متعال مسئلت مينمودند مرض روى بانحطاط آورده حكيم على الاطلاق صحت عاجل كرامت كرد بنابر ضعف ايام نقاهت چند روزى توجهء خراسان در عقدهء تعويق مانده مقرر گشت كه عيسى خان قورچى باشى سركردهء قورچيان عظام و عليقلى خان ديوان بيگى باشى سركردهء آقايان و ملازمان درگاه و منوچهر بيگ يوزباشى غلامان ولد قرچغاى خان سپهسالار سركردهء غلامان و تفنگچيان بوده بخراسان رفته در نيشابور قشلاق نمايند كه چون رايات جلال بيقضاء ربانى بدانصوب رسد بموكب همايون پيوندند فرمانبران حسب الفرمان عمل كرده امراء عظام و افواج قاهره فوج فوج از همه طرف روى توجه بخراسان آورده بر طبق فرمان جهانمطاع در ولايت نيشابور اقامت نموده منتظر وصول موكب ظفر قرين بودند شرح نهضت موكب نصرت نشان بجانب خراسان و وقايع آن سفر خير اثر در طى حالات سال آينده بدستيارى توفيق حضرت بارى نگاشته كلك سوانح نگار ميگردد . ذكر ايلچى فرستادن سلاطين اوزبك بدرگاه سلاطين پناه و استدعاى مصالحه نمودن و برخى از احوالات اوزبكيه چون آوازهء نهضت همايون و لشكر قيامت اثر قزلباش به طرف خراسان در اطراف و اكناف سرحد و حدود ماوراء النهر شيوع يافته ولوله و آشوب در ميانهء اوزبكيه و جغتاى انداخت سلاطين اوزبك از اعمال ناهنجار و جسارت و بىآدابيها كه از ايشان بظهور پيوسته بود نادم و پشيمان گشته در مقام اعتذار درآمدند و سلطنت شعار ندر محمد خان برادر امام قليخان پادشاه ماوراء النهر براى خود يا بصلاح برادر على اى التقدير پاينده ميرزا نام چوره آقاسى خود را كه بعرف اوزبكيه قورچى باشى است با مكتوب مرغوب ضراعت اسلوب مخلصانه [ 678 ] برسم رسالت بپايهء سرير اعلى فرستاده بادى صداقت و الفت و آشنائى شده بود و والده‌اش كه از بنات مكرمه سادات عظام رضوى مشهد مقدس و همشيرهء اعيانيهء ميرزا ابوطالب ولد ميرزا ابو القاسم است كه در زمان فرمانروائى عبداللّه خان و تسلط عبد المؤمن خان ولد او بر مشهد مقدس تليم خان بر حسب تقدير و اقتضاى قضا بحبالهء خود درآورده بود عريضه اخلاص آئين به خدمت اشرف نوشته بعد از تذكر حقوق بندگى و دعاگوئى موروثى استدعاء نموده بود كه اگر قلم عفو بر تقصيرات فرزند ارجمندش كه به جهت كلفت و منازعهء عمزاده‌اش رستم محمد خان وقوع يافته كشيده شود و در مقام عطوفت و مخلص نوازى باشند مدت العمر از جادهء دوستى و اخلاص انحراف نميشود و انواع تملقات نموده